تبليغاتX
مرکز آموزشی مشکلات ویژه یادگیری لاهیجان
مرکز آموزشی مشکلات ویژه یادگیری لاهیجان
با همکاری مدیریت آموزش وپرورش استثنایی گیلان ومدیریت آموزش و پرورش لاهیجان
سه شنبه بیست و هفتم دی 1390
پایگاه توسعه فن آوری اطلاعات مدرسه ...  
پایگاه علمی فرهنگی مدرسه ی اول در مهر سال 1390، همزمان با بازگشایی مدارس راه اندازی شد و خدمات و امکانات خود را در جهت اعتلای علم و فرهنگ در جامعه با تاکید بر برآورده کردن نیازهای دانش آموزان ، معلمان و مدارس در اینترنت، ارائه می دهد.
هر دانش آموز، معلم، مدرسه و هر کس یا نهادی که در زمینه علم و فرهنگ جامعه فعالیت می کند، می تواند در این سایت عضو شود و از خدمات و امکانات حرفه ای و اختصاصی پایگاه به شرح زیر استفاده کند:

- ساخت سایت با پسوند sch1.ir به صورت yoursitename.sch1.ir
- سایت های ایجاد شده دارای تمامی امکانات یک سایت حرفه ای است.
- سایت های ایجاد شده قابلیت استفاده از تمامی امکانات حرفه ای مدیریت مدرسه بر اساس استانداردهای این گونه سایت ها را دارند.
- سایت های ایجاد شده قابلیت استفاده از امکانات حرفه ای تولید و مدیریت دانش را دارند.

جهت آشنایی کامل با امکانات پایگاه به قسمت امکانات مراجعه نمایید. این امکانات در طول زمان به روز می شوند و سعی می شود تمامی خواسته های کاربران برآورده شود.
  پایگاه علمی فرهنگی مدرسه اول در قبال ارائه خدمات و امکانات خود به کاربران هیچ گونه هزینه ای از شما دریافت نمی کند و صرفا با هزینه شخصی مدیر سایت و حمایت های شما، به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
امیدواریم بتوانیم در کنار هم به اهداف خود در اعتلای سطح علم و فرهنگ در جامعه بپردازیم.

چهارشنبه ششم مهر 1390
تبريك سال تحصيلي جديدو آشنايي با دانش آموزان داراي مشكلات يادگيري ...  

با سلام و تبريك سال تحصيلي جديد و آرزوي موفقيت براي همكاران بزرگوار

-- اصطلاح ناتوانی های یادگیری برای دانش آموزانی به کار می رود که با وجود ظاهر و هوش طبیعی به طور مداوم در کارهای درسی خود با شکست مواجه می شوند .

- این کودکان دارای دامنه ی توجه کمی هستند ، از این رو مرتب وارد خیال پردازی و رویا می شوند .

- از ویژگیهای اصلی این کودکان عمل بدون فکر و برنامه می باشد .

- میزان شیوع ناتوانی های یادگیری بین 2 تا 10 درصد تخمین زده شده است .(DSM-IU-IR-)

- در ایران 4 تا 12 درصد گزارش شده است. (تبریزی ،1378)

- مشکلات ویژه یادگیری در دو طبقه کلی قرار داده می شوند : 1- مشکلات تحولی 2- مشکلات تحصیلی

- طبقه بندی مشکلات تحولی :

- 1- ناتوانی های توجهی

- 2- ناتوانی های حافظه

- 3- ناتوانی های ادراکی

- 4- ناتوانی های تفکر

- 5- ناتوانی های زبان شفاهی

- 6- ناتوانی های بینایی حرکتی / غلبه طرفی

- طبقه بندی مشکلات تحصیلی :

- 1- مشکلات مربوط به خواندن و هجی کردن

- 2- مشکلات مربوط به حساب و ریاضیات

- 3- مشکلات مربوط به نوشتن و بیان انشایی

- تأخیر در رشد و تحول هماهنگی چشم و دست یکی از ابتدایی ترین شاخص های ناتوانی تحولی است .

- کودکانی که در تحول بینایی حرکتی دچار عقب ماندگی می شوند در هنگام ورود به دبستان با مشکلاتی در زمینه خواندن ، نوشتن و هجی کردن مواجه می شوند .

- در همه ی انواع مشکل یادگیری ، نسبت پسران به دختران 3 به 1 است .

- تا 90 درصد کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری مشکلات خواندن دارند. ( کالوگو و کولسون ، 1978)

- افرادی که در خواندن ضعیف هستند انتظار شکست را به تکالیف مختلف تعمیم می دهند .

- عوامل موثر روی کم آموزی تحصیلی:

- 1- محرومیت اقتصادی (فقر)

- 2- محرومیت فرهنگی

- 3- فقدان موقعیت و امکانات

- 4- تعلیم ناکافی و نامناسب

- مشکلات خواندن به عنوان مهم ترین شکل آموزشگاهی در میان کودکان مطرح است.( نورمن و زیگموند)

- دانش آموزانی که در خواندن ضعیف هستند معمولاً در دیکته هم نمره ی کمی می گیرند

- علائم مشکلات مربوط به خواندن:

- -کندخوانی

- - مکث زیاد بین کلمات

- - عدم مکث در انتهای جمله

- - تکرار زیاد کلمات

- - گم کردن خط هنگام خواندن

- - خواندن کلمات به صورت مصطلح (قفل قلف)

- - جایگزینی یک صدا به جای صدای دیگر (سباری سواری)

- - حذف یا تحریف بخشی از کلمه (می اندازد می ندازد)

- - جایگزینی یک کلمه به جای کلمه ی دیگر (کارد چاقو) (زباله آشغال)

- برنامه ی آموزش انفرادی ، موثرترین برنامه ی درمانی آموزشی برای دانش آموزان با اختلال یادگیری می باشد .

- شیوه های مورد استفاده در برنامه آموزش انفرادی :

- - آموزش مهارتهای حرکتی درشت و ظریف

- - تقویت حافظه دیداری ، شنیداری ، حرکتی / ادراک

- - پردازشگری اطلاعات شناختی

- -مدل های چند حسی

- روش چندحسی:

- از حس بینایی ، شنوایی ، لامسه ، حرکتی برای آموزش استفاده می شود . این روش زمینه را برای درک سه بعدی حروف و کلمات فراهم می آورد.

-

- علل اصلی مشکلات مربوط به دیکته:

- - ضعف در حافظه ی دیداری

- - ضعف در حافظه ، حساسیت و دقت شنیداری

- - ضعف در حافظه ی حرکتی

- - مشکلات مربوط به دقت و توجه

- - مشکلات آموزشی

- - مشکلات اداراکی

- تحقیقات نشان داده که مشکلات دیکته مربوط به مسائل آموزشی و ضعف در حافظه ی دیداری ، بیشترین فراوانی را دارند .مهمترین عواملی که در پیشرفت کودک نقش دارند:

- 1- بهره هوشی

- 2- همکاری والدین و انجام تمرینات ارائه شده در منزل

- 3- حضور مداوم در جلسات درمانی

- پس بياييم با ارجاع به موقع دانش آموزان در رفع مشكلات آنان كوشا باشيم

مرکز آموزشی و توانبخشی مشکلات ویژه یادگیری لاهيجان مهر 90

-

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390
اعمال شب و روز سيزده رجب و تبريك ولادت با سعادت امام علي (ع) و روز پدر ...  

شب سیزدهم

مستحب است در هر یک از ماه رجب و شعبان و رمضان، در شب سیزدهم دو رکعت نماز اقامه شود که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یس و تَبارَکَ المُلْکُ و توحید خوانده شود و در شب چهاردهم چهار رکعت یعنی دو نماز دو رکعتی به همان کیفیّت و در شب پانزدهم شش رکعت به سه سلام به همان کیفیّت . از حضرت صادق علیه السلام روایت است که هر کس این اعمال را انجام دهد همه فضایل این سه ماه را دریابد و همه گناهانش غیر از شرک آمرزیده شود.

روز سیزدهم

اول روز از ایام البیض است و ثواب بسیارى براى روزه این روز و دو روز بعد وارد شده و اگر کسى قصد انجام اعمال اُمّ داوُد را دارد باید این روز را روزه بگیرد و در این روز بنا بر قول مشهور بعد از سى سال از عام الفیل ولادت با سعادت حضرت امیرالمؤ منین علی علیه السلام در میان کعبه مُعَظَّمه واقع شده است .

التماس دعا

ولادت با سعادت امام علي (ع) و روز پدر مبارك

یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390
با کودکان لوسمان چگونه رفتار کنیم؟ ...  


با کودکان لوسمان چگونه رفتار کنیم؟

کودکان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدی‌ هستند و براساس‌ این‌ که‌ در سال‌های‌ اولیه‌ زندگی‌ چگونه‌ تربیت‌ شوند و آموزش‌ ببینند، سبک‌ خاص‌ رفتاری‌ پیدا می‌‌ کنند. این‌ سبک‌ رفتاری‌ الگویی‌ تقریباً ثابت‌ و دائمی‌‌ برای‌ آنها به‌ وجود می‌‌آورد، و تعیین‌ کنندهِ نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهای‌ آنان‌ نیز می‌ ‌باشد. هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شیوه‌ خاص‌ خود را دارد؛ و این‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقی‌ با ساختار ژنتیکی‌ هر فرد، باعث‌ می‌‌ شود که‌ شخصیت‌هایی‌ بسیار متفاوت‌ و متمایز شکل‌ بگیرند.
رشد اجتماعی‌ کودکان‌ یکی‌ از حیطه‌ های‌ رشدی‌ است‌ که‌ دقیقاً به‌ ما نشان‌ می‌ ‌دهد آیا فرزند مطابق‌ با سن‌ تقویمی‌‌ یا شناسنامه ‌ای‌ خود رفتار می‌ ‌کند یا خیر؟ و اگر مطابق‌ با سن‌ شناسنامه‌ ای‌ رفتار نمی‌‌ کند چه‌ دلایلی‌ برای‌ این‌ مسئله‌ وجود دارد و رفتارهای‌ او چگونه‌ شکل‌ گرفته‌ است؟ یکی‌ از سبک‌های‌ غلط‌ رفتاری‌ کودکان، ناتوانی‌ در ایجاد و برقراری‌ رابطه‌ سالم‌ با همسالان‌ است؛ یعنی‌ کودکانی‌ وجود دارند که‌ راه‌های‌ برقراری‌ ارتباط‌ سالم‌ را نمی‌‌ دانند. این‌ گروه‌ از کودکان‌ بعضاً تحت‌ عنوان‌ «کودکان‌ لوس» نامگذاری‌ می‌‌شوند. آن‌ چه‌ در این‌ نوشتار مورد بحث‌ قرار می‌ ‌گیرد عوامل‌ مؤثر در شکل‌ گیری‌ این‌ گونه‌ رفتارهاست.
● چرا کودکان‌ لوس‌ می‌ ‌شوند؟
یکی‌ از دلایل‌ لوس‌ شدن‌ کودکان‌ روش ‌های‌ غیرقابل‌ قبول‌ والدین‌ به‌ لحاظ‌ تربیتی‌ است؛ والدین‌ محبت‌ کنندهِ افراطی‌ که‌ معیارهای‌ تربیتی‌ و روش‌های‌ یادگیری‌ را در نظر نمی‌‌ گیرند و صرفاً با محبت‌های‌ بی‌ حد و حساب‌ مانع‌ اجتماعی ‌شدن‌ رفتارهای‌ کودکان‌ می‌‌ شوند. چنین‌ کودکانی‌ معنای‌ صبر و تحمل‌ را در زندگی‌ نمی‌‌آموزند و انسان‌هایی‌ عجول‌ و شخصیت‌هایی‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد.
● آیا می‌ ‌توان‌ کودکان‌ لوس‌ را اصلاح‌ کرد؟
بله؛ چنانچه‌ والدین‌ از روش‌های‌ غیر قابل‌ قبول‌ دست‌ بردارند و در مورد فرزندان‌ خود قوانین‌ تربیتی‌ درستی‌ را اعمال‌ کنند، و به‌ شرط‌ آن‌ که‌ روش‌های‌ جدید ثابت‌ و مستمر باشد، می‌‌ توان‌ امی‌د داشت‌ که‌ این‌ روش‌ها به تدریج‌ مؤثر واقع‌ شوند.
● نقش‌ تشویق‌ و تنبیه‌ در تربیت‌ کودک‌
تشویق‌ و تنبیه‌ دو روش‌ متفاوت‌ تربیتی‌ هستند و بایستی‌ ویژگی‌هایی‌ داشته‌ باشند تا مؤثر واقع‌ شوند. این‌ دو روش‌ چنانچه‌ به‌ موقع‌ و با اصول‌ درست‌ اعمال‌ گردند، می‌ ‌توانند از لوس‌ شدن‌ کودکان‌ جلوگیری‌ کنند. معمولاً کودکان‌ لوس، والدین‌ تسلیم‌ شونده‌ دارند. آنها در مقابل‌ خواسته‌ های‌ کودک‌ فوراً تسلیم‌ می‌‌شوند و هر آن‌ چه‌ که‌ او طلب‌ کند، برایش‌ فراهم‌ می‌‌کنند. در خانواده‌ای‌ که‌ کودک‌ لوس‌ پرورش‌ داده‌ می‌‌شود، اثری‌ از روش‌های‌ تنبیهی‌ مناسب‌ دیده‌ نمی‌ ‌شود. یعنی‌ چنانچه‌ کودک‌ کار اشتباهی‌ مرتکب‌ شود یا این‌ که‌ بخواهد تعیین ‌کننده‌ باشد و به‌ والدین‌ خود دستور دهد یا این‌ که‌ با داد و فریاد و عصبانیت‌ حرف‌ خود را به‌ کرسی‌ بنشاند، در این‌ خانواده‌ هیچ‌ گونه‌ روش‌ مناسبی‌ برای‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتارها و جهت ‌دهی‌ به‌ آنها وجود ندارد. این‌ نوع‌ خانواده‌ها از لحاظ‌ روان شناسی به‌ خانواده‌های‌ محبت‌ کنندهِ افراطی آزاد گذارنده‌ معروف اند؛ خانواده‌هایی‌ که‌ بی ‌نهایت‌ توجه، محبت‌ و محافظت‌ در مورد فرزندان‌ خود دارند و در عین‌ حال‌ آنها را برای‌ انجام‌ هرگونه‌ عملی‌ آزاد می‌ ‌گذارند.
این‌ مسئله‌ بسیار اهمی‌ت‌ دارد که‌ می‌زان‌ مقاومت، ایستادگی‌ و انعطاف‌ خود را در برابر فرزندانمان‌ مورد بررسی‌ قرار دهیم. بعضی‌ از والدین‌ پس‌ از مقاومتی‌ کوتاه‌ در مقابل‌ تقاضاهای‌ فرزند، تسلیم‌ می‌‌ شوند و خواسته‌ های‌ کودک‌ را به‌ همان‌ شکلی‌ که‌ او می‌‌ خواهد برآورده‌ می‌‌ کنند. محبت‌ در حد متعادل، توجه‌ به‌ نیازها و برآوردن‌ آن‌ها در حد معقول‌ و داشتن‌ روش‌ های‌ مناسب‌ و علمی‌‌ برای‌ تشویق‌ و تنبیه‌ کودکان‌ از جمله‌ مواردی‌ است‌ که‌ بایستی‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد.
● والدینی‌ محبت‌ کننده‌ و در عین‌ حال‌ قاطع‌ باشیم‌
وقتی‌ صحبت‌ از قاطع ‌بودن‌ به‌ می‌ان‌ می‌ ‌آید، برخی‌ از والدین‌ تصور می‌‌کنند که‌ جدی‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ مثلاً پرخاشگر هم‌ باشیم‌ و یا این‌ که‌ چنانچه‌ فرزندمان‌ از ما پیروی‌ نکرد، با زور و خشونت‌ مواردی‌ را به‌ او تحمی‌ل‌ کنیم. حال‌ آن‌ که‌ در مقوله‌ های‌ تربیتی، قاطع‌ و جدی‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ از اصولی‌ پیروی‌ کنیم‌ و قوانینی‌ برای‌ فرزندانمان‌ داشته‌ باشیم، به‌ علاوه، اصرار به‌ اجرای‌ آن‌ قوانین‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد. ثبات‌ خُلق‌ و ثبات‌ اندیشه‌ و رفتار در والدین‌ ضروری‌ است. چنانچه‌ اصول‌ تربیتی‌ خود را تغییر دهیم‌ و به‌ گفته‌ های‌ خود چندان‌ اعتقادی‌ نداشته‌ باشیم، فرزندان‌ به‌ اصول‌ و قوانین‌ خانواده‌ پایبند نخواهند شد. پس‌ جدی‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ معنای‌ آن‌ است‌ که‌ در اجرای‌ اصول‌ و قوانین‌ خانواده‌ باری‌ به‌ هر جهت‌ رفتار نکنیم.
● همه‌ چیز به‌ موقع‌ و در زمان‌ خود بایستی‌ انجام‌ پذیرد
چنانچه‌ کودکان‌ از قوانین‌ خانواده‌ پیروی‌ نکنند و حتی‌ خلاف‌ آن‌ عمل‌ کنند، برای‌ مثال‌ در جمع‌ فامی‌ل‌ رفتاری‌ از آنها سر بزند که‌ مطابق‌ با موازین‌ تربیتی‌ نباشد، آیا لازم‌ است‌ که‌ مثلاً در جمع‌ مورد تنبیه‌ یا سرزنش‌ قرار گیرند؟ مسلماً نه؛ یادآوری‌ نکات‌ تربیتی‌ و قوانین‌ مورد نظر به‌ کودک‌ بایستی‌ در منزل‌ و به‌ طور خصوصی‌ صورت‌ گیرد. کودکان‌ برای‌ قضاوت‌ دیگران‌ راجع‌ به‌ خودشان‌ اهمی‌ت‌ فراوانی‌ قائلند و چنانچه‌ در حضور دیگران‌ مورد توبیخ‌ قرار گیرند رنجیده‌ خاطر می‌‌ شوند و در پاره‌ای‌ موارد رفتارهای‌ تلافی ‌جویانه‌ از آنها سر خواهد زد. چنانچه‌ حریم‌ خانواده‌ امنیت‌ و اطمی‌نان‌ لازم‌ را برای‌ کودک‌ فراهم‌ کند، او به‌ راحتی‌ می‌ ‌تواند اشتباهات‌ خود را بپذیرد و هر موردی‌ را که‌ به‌ او تذکر داده‌ شود تغییر دهد.
می‌‌ توانیم‌ به‌ جای‌ ناامی‌دکردن‌ مکرر و پی‌ در پی‌ کودکان، آنها را به‌ داشتن‌ رفتارها و اندیشه ‌های‌ خوب‌ و مثبت‌ تشویق‌ کنیم. به‌ علاوه، لازم‌ است‌ از شتابزدگی‌ بپرهیزیم. در واقع‌ بایستی‌ به‌ مراحل رشد کودک دقت‌ داشته‌ باشیم؛ و به‌ این‌ نکته‌ مهم‌ توجه‌ کنیم‌ که‌ آیا کودک‌ برای‌ انتظاری‌ که‌ از او داریم‌ آمادگی‌ لازم‌ را دارد؛ یا خواسته‌ و انتظار ما بالاتر از سن‌ و توان‌ اوست؟ رفتارهای‌ کودکان‌ و همی‌ن‌ طور یادگیری‌ بسیاری‌ از رفتارها به‌ رشد سیستم‌ عصبی‌ - مرکزی‌ مربوط‌ می‌‌شود.
پختگی‌ سیستم‌ عصبی‌- مرکزی‌ بایستی‌ انجام‌ شود تا کودکی‌ قادر باشد صحبت‌ کند، حرکت‌ کند، راه‌ برود، معنای‌ بسیاری‌ از مطالب‌ را درک‌ کند و خود قادر به‌ انجام‌ عمل‌ باشد. پس‌ انتظار پیش‌ از موقع‌ و در واقع‌ انتظارات‌ زودرس‌ از کودکان‌ باعث‌ فشارها و استرس‌های‌ روحی‌ برای‌ آنان‌ می‌‌ شود و چنانچه‌ کودکان‌ نیز با کلام‌ و زبان‌ خود، والدین‌ را از این‌ وضعیت‌ آگاه‌ نکنند، این‌ فشارها به‌ گونه‌ ای‌ دیگر خود را نشان‌ می‌ ‌دهند. مثلاً ممکن‌ است‌ به‌ صورت‌ علائم‌ و نشانه‌های‌ جسمانی‌ یا حرکت‌ها و پرش‌هایی‌ که‌ به‌ تیک عصبی‌ شناخته‌ می‌‌شوند ظاهر گردند.
والدین‌ محبت‌ کنندهِ افراطی‌ که‌ معیارهای‌ تربیتی‌ و روش‌های‌ یادگیری‌ را در نظر نمی‌‌ گیرند و صرفاً با محبت‌های‌ بی‌ حد و حساب‌ مانع‌ اجتماعی ‌شدن‌ رفتارهای‌ کودکان‌ می‌‌ شوند. چنین‌ کودکانی‌ معنای‌ صبر و تحمل‌ را در زندگی‌ نمی‌‌آموزند و انسان‌هایی‌ عجول‌ و شخصیت‌هایی‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد. اهمیت‌ و ضرورت‌ دانستن‌ مطالب‌ و نکات‌ مطرح‌ در مورد رشد کودکان‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ والدین‌ این‌ شناخت‌ را می‌ دهد که‌ به‌ انتظارات‌ خود نگاه‌ مجددی‌ داشته‌ باشند تا چنانچه‌ انتظارات‌ و خواسته ‌های‌ آنها بیش‌ از حد توان‌ فرزندان‌ است‌ و یا برعکس، خواسته‌هایشان‌ بسیار کمتر از توانمندی‌ کودکان‌ است، رفتارهای‌ خود را اصلاح‌ کنند.
فرصت‌هایی‌ که‌ به‌ کودکان‌ داده‌ می‌ ‌شود تا در جمع‌ همسالان‌ خود قرار بگیرند باعث‌ می‌ ‌شود که‌ ضمن‌ بازی، با هم‌ ارتباط‌ برقرار کنند و بسیاری‌ رفتارهای‌ اجتماعی‌ را از یکدیگر بیاموزند. همکاری، تعاون، اشتراک‌ و نظایر آن‌ از مفاهیمی‌‌ است‌ که‌ می‌‌توان‌ با قرار دادن‌ کودکان‌ در گروه‌ همسن‌ به‌ آنها آموخت.
● نتیجه‌ گیری‌
رفتارهایی‌ که‌ از کودکان‌ سر می‌ ‌زند و در واقع‌ سبک‌ زندگی‌ آنان‌ را نشان‌ می‌ ‌دهد، آموختنی‌ و اکتسابی‌ است. بنابراین‌ آن‌ چه‌ در مورد شخصیت، عادات، تجربیات‌ و یادگیری‌ کودکان‌ مشاهده‌ می‌‌ کنیم، همه‌ نشأت ‌گرفته‌ و تأثیرپذیر از محیط‌ زندگیشان‌ است. روش‌هایی‌ که‌ والدین‌ در قبال‌ فرزندان‌ اعمال‌ می‌‌کنند، از جمله‌ روش‌های‌ تشویقی‌ و تنبیهی، قوانین‌ و مقررات‌ در خانواده، نحوه‌ اجرای‌ قوانین‌ خانواده، انعطاف‌ داشتن، سختگیر، قاطع‌ و یا تسلیم‌ شونده‌ بودن‌ در ساخت‌ فکری‌ کودکان‌ و رفتارهای‌ آنان‌ بسیار مؤثر است.

سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390
تبريك هفته ي معلم ...  

هميشه سبزتريني اگر چه مي سوزي

تو بهترين غزلي شعرناب  امروزي

                                            تو دست هاي دلم را چه ساده مي گيري

                                            وانتهاي شبم را به صبح مي دوزي

به عشق مهر هزار آفرينت اي خورشيد

نشسته ام كه بيايي مرا برافروزي

                                            تو را به شمع شباهت نمي دهم زيرا

                                             تو عاشقانه تراز سوز شمع مي سوزي

تورا چگونه بنامم بهار يا خورشيد؟

هميشه سبز تريني اگر چه مي سوزي



هفته ي معلم مبارك

چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390
نقش معلم در يادگيري ...  
معلم خوب کسی است که به جای شما فکر نکند

ويژگيهاي معلم ( در نقش مدير يادگيري )

 

 1- طرّاحي و برنامه ريزي آموزشي   

- تمركز آموزش بر يك يا بيش از يك هدف 

- توسعه توانايي دانش آموز براي يادگيري دانش . مهارت وتفكّر

- تلفيق مهارت . محتوي و فرآيند تفكّر

- پيشنهاد اهدافي كه يادگيرنده را تحريك مي كند

- ارائه تجارب متناسب با رشد يادگيرندگان 

 

2-ايجاد فضاي يادگيري

- ارتباط در نقش مثبت و حمايت كننده 

- ايجاد تعامل وتوازن محترمانه دركلاس

- حسّاسيت نسبت به تفاوت هاي علمي . فيزيكي . اجتماعي وفرهنگي

- ارائه . بررسي وبازخورد فعاليتهاي خارج از كلاس وتكاليف درسي

- انعطاف پذيري وتطبيق قرايندكلاس با مقتضاي محيط

- سازماندهي موادووسايل

- فعال سازي پژوهش هاي گروهي

- لستفاده از تكنيك هاي پرورش دهنده خود كنترلي

- ايجادميل به پذيرش بازخوردمثبت ومنفي

 

3-اجرا و اداره آموزش

- تبيين استانداردهاي اختصاصي                                                        

- پيونددانش پيشين دانش آموز با يادگيري                                                            

- نمايش مفاهيم وفرايندتفكّركه لازم به آموزش است                              

- استفاده ازراهبردهاي چندگانه يادگيري                                            

- ايجادشرايط مناسب براي يادگيري متناسب باتفاوت هاي فردي                

- انتخاب نمونه هاي طرزتلقّي دانش آموزان براي تمركزخودشان بر تفكّر

- استفاده ازراهبردهاي سؤال برانگيز                         

- راهنمايي دانش اموزان دربيان كردن وتوضيح دادن نسبت به عملكرد                                                                                   

- آسان كردن مهارت هاي بين فردي                                              

- استفاده از چشم انداز مختلف درتطبيق دانش با تجارب يادگيري دانش آموز            

- استفاده خلّاق از وسايل                                                             

- شناسايي مشكلات يادگيري دانش آموزان هدايت آنان                           

- استفاده بهينه اززمان                                                                

- ايجاد فضا براي تمرين آموخته ها                          

- پيوند يادگيري با انتظارات نقش هاي آتي  

                

4-ارزيابي و ابلا غ نتايج يادگيري

- بررسي وضعيت پيشرفت تحصيلي دانش آموزان    

- ثبت وبررسي فرايندآموزش دردفاترمربو.طه              

- استفاده از ارزشيابي ومنابع  اطلاعاتي چندگانه اطلاعاتي چندگانه

- ايجاد شرايط متناسب با تفاوت هاي اجتماعي وفرهنگي دانش آموزان براي ارزشيابي از آنان

- تقويت حس ّموفّقيت در همه شاگردان

- ارزشيابي با ملاك هاي مقرّر                     

- ترغيب دانش آموز به خودسنجي با ملاكهاي مقرر ّوتوجه به عملكردبعدي         

- تحليل اطلاعات حاصل ازارزيابي به طور منظّم وسيستماتيك     

- اهتمام به ارزشيابي فرايندي و بكارگيري ابزارهايي چون پوشه كار . چك ليست . آزمون عملكردي و......    

             

5- تعمّق بر آموزش و وارزيابي

- تقويت ميل به مطالعه وكتاب خواني دردانش آموز 

- تحليل فردي وجمعي تأثيرتجارب يادگيري

- ارزيابي ميزان اثربخشي آموزش وتحليل نتايج

 

6- همكاري با همكاران و والدين

- مشخص نمودن مكان وزمان همكاري

- شرح هدف تلاشهاي مبتني برهمكاري 

- بيان استانداردهاي همكاري

- به نمايش گذاشتن مديريت كارآمد (اثربخش) ازجهت سود همه جانبه

- تقويت سعه صدر نسبت به ديدگاه هاي مختلف  

7- شركت در توسعه حرفه اي

- تلاش درجهت ارتقاء سطح تحصيلات        

- تعيين ملاك ونقاط قوّت واولويت رشد

- طرّاحي توسعه حرفه اي به منظور گسترش خزانه دانش

- شركت در توسعه حرفه اي(ضمن خدمت)                               

- نشان دادن ملاك هاي بهبود عملكرد  

- تلاش در جهت بازسازي تجارب خويش

   

8-آگاهي از دانش محتوايي 

- ربط دادن زمينه هاي تحصيلي با با موقعيت هاي واقعي زندگي

- جمع آوري مفاهيم كليدي مرتبط با رشته تحصيلي خاص                  

- به كارگيري اثربخش روش هاي پژوهشي مرتبط                                          

- ارائه چشم انداز چند فرهنگي تدريس محتوا ( جهاني)                                

- بهره گيري ازتكنولوژي مرتبط   

 

9-استفاده از فنون و تكنولوژي

- بكارگيري االگوها وروشهاي نوين تدريس 

- استفاده از تكنولوژي در ارزيابي

- استفاده از كامپيوترچندمنظوره با نرم افزارهاي مختلف

- استفاده از اصطلاحات علمي و فنّي مرتبط با كامپيوتر در ارتباطات كتبي و شفاهي

- نشان دادن دانش استفاده از علم تكنولوژي درتجارت ، صنعت و  جامعه

- نشان دادن دانش پايه كامپيو.تر 

- تدريس چندرسانه اي با استفاده از اسكنر و دوربين هاي ديجیتالي....

- استفاده از كامپيوتر براي پردازش واژه ها واينترنت و E-mail

- استفاده از كامپيوتربراي ارتقاي كارآمدي حرفه اي

- درخواست وسايل براي دانش آموزان ويژه

- ارائه طرح درس مبتني بر نيازهاي متفاوت دانش آموزان

- استفاده تخصّصي از كامپيوتر

- ممكن ساختن يادگيري مادام العمر با استفاده از تكنولوژي

شنبه بیستم فروردین 1390
خانه تكاني رفتارهاي آسيب زا ...  

-    خانواده كوچك ترين واحد اجتماعي اما بزرگترين واحد اثربخش تربيتي از نظر تمامي ملل وجوامع و حكومت ها محسوب مي شود. خانواده مي تواند منشا تحولات عظيم فردي و اجتماعي ورشدارزشهاي انساني باشد .در عصرشتاب تكنولوزي خانواده دچارنابساماني اخلاقي  شده است و مرز هاي ارتباطي نامناسب بين اعضاي خانواده شكل گرفته است كه اين مرز هاي ارتباطي نامناسب شامل :

    الف : مرز سخت و بتوني بين اعضاي خانواده كه اين ارتباط وقتي صورت مي گيرد كه ضرورتي باشد واعضاي خانواده با هم برخورد خشك و رسمي دارند .

  ب: بين اعضاي خانواده مرزي وجود ندارد هر كس به راحتي و بدون اجازه مي تواند به حريم ديگري پابگذارد و قواعد و قانوني وجود ندارد.

-    ج : بين اعضاي خانواده مرز طيفي وجود دارد كه برگرفته از طيف نور رنگين كمان است كه در عين آن كه رنگ زرد و قرمز و بنفش از هم جداست  ولي نمي توان بين آن ها را خط كشي  كرد  اين نوع رابطه  مي تواند موجب پيشگيري از نابساماني هاي خانوادگي باشد .

   د: عدم محوريت محبت در خانواده : محبت  عامل اصلي در تعادل اخلاقي خانواده است چرا كه : الانسان عبيد  الاحسان  انسان برده نيكوكاري است . حقيقت انسان در روح است نه در جسم  او و نيروهاي بالقوه در وجودش است كه با محبت  شكوفا مي شود ناگفته نماند كه تمام روش هاي تربيتي از جمله تشويق محبت تكريم تنبيه به صورت توامان در تربيت اثربخش است مهم آن است كه بدانيم از هر روش تربيتي چه وقت چگونه وبه چه اندازه بايستي استفاده كرد .

  تجمل گرايي: از ديگر علل نابساماني اخلاقي در خانواده تجمل گرايي است واين تصور كه ساده زيستن يعني بدبختانه زيستن غلط است

-    ضعف روحيه مذهبي در خانواده كه هر چه خانواده از روحيه ي مذهبي فاصله  بگيرد نابساماني خانوادگي بيشتر مي شود.

-    كاهش ارتباط كلامي كه مقدمه ي ارتباط عاطفي است موجب كاهش نقش آرامش گري در خانواده خصوصا نقش پدران كه به عنوان نان آور در خانواده تبديل شده اند و وظيفه ي اصلي پدرانه را ايفا نمي كنند

-    وهزاران موارد ديگر كه در بحث ما نمي گنجدپس چه  به جاست در آستانه سال جديد كه طبيعت هم در جستجوي تغيير و نو شدن است ما هم با بازنگري در كاركردهاي خانواده خود نقاط قوت و ضعف آن را دريابيم ودر خانه تكاني پايان سال كه از سنت هاي حسنه فرهنگ ما ايرانيان است در كنار دور ريختن وسايل اضافي و دست و پاگير خانه و تميز نمودن  وغبارروبي خانه امسال تمامي عادات زشت و رفتارهاي زائد و اضافي رو آسيب زاي در خانواده را نيز بشناسيم  واز محيط خانه و خانواده خويش دور بريزيم و غبار هاي روح خود را كه مانع ارتباط صحيح و موثر صحيح و موثر در خانواده شده است را بزداييم و دل و روح خود را جلا بدهيم تا از چهار ديواري خشك و بي روح به مسكن يعني محل آرامش اعضاي خانواده دست يابيم .

-        رسيد مزده كه گل به بهانه مي آيد       

-                                  و خيل چلچله از آشيانه مي  آيد

 

سه شنبه نهم فروردین 1390
تبریک سال نو ...  
سال نو بر همه ی همکاران محترم مبارک

هفت سین سنتی

یکشنبه یکم اسفند 1389
تبريك هفته ي وحدت ...  
فرارسيدن هفته وحدت و سالروز تولد نبي اكرم ( ص) و امام جعفر صادق (ع) بر همگان مبارك .


محمد (ص) در ماه "ربيع" مي آيد و همراه با خود، ربيع قلوب و بهار جان ها و طراوت ايمان را به همراه مي آورد. محمد (ص) مي آيد. از نسل ابراهيم بت شكن، از سلاله پاكان، از دامن "آمنه" عفيف، از مكه معظمه، از خانه خدا ... .

با مشعلي از حق فرادست، كه مي بيني آتشكده آذرگشسب، با طلوع حضرتش، به خاموشي مي گرايد، به نشان فرومردن فروغ دروغين آتش اهورايي، در جلوه جمال الهي و جلال كبريايي. و اين "صبح صادق" رسيدن "روز" را نويد مي دهد، پس از شب ديجور و ظلمت ظلم، پس از قرن ها قساوت و سالها سفاهت. و با اين ميلاد لرزه و شكاف، در كاخ "كسري" مي افتد، به نشانه اينكه از اين پس "كعبه" كوي عشق است و سكوي آزادي. و بناي يادبود عدالت و برابري و توحيد، و سمبل قيام مردم و قوام امت و رمز خضوع، در برابر فقط "الله".

و گرامي باد هفته ي وحدت، كه در آن ميثاق ها تحكيم مي شود، پبمان ها استوارتر مي گردد، خون ها در هم مي جوشد، دست ها و بازوها درهم قرار مي گيرد، چهره ها بر يكديگر لبخند پبروزي و صفا مي زند، قشرها همه باهمند، امت، يكپارچه و منسجم است و شيعه و سني، به ياد سالروز ميلاد رسول گرامي اسلام (ص)، با هم و در كنار هم، در يك راه و به سوي يك هدف سرود وحدت مي خوانند.

قبله ي مشترك، رسول مشترك، كتاب واحد و رهبر واحد، وحدت بخش قشرهاي اين امت است. گرامي باد هفته وحدت، سالروز ولادت پيامبر رحمت و مربي انسانها و سفير گرانقدر الهي به سوي مردم.

گرامي باد هفته وحدت كه در بردارنده ولادت ششمين پبشواي شيعه است. گرامي باد هفته ي وحدت، كه خنثي كننده ي توطئه هاي دشمنان، در مسير تفرقه افكني است.

گرامي باد هفته وحدت، كه هفته نور و سرور، و ايام شادي و همبستگي است. گرامي باد هفته وحدت كه ملت ما را منسجم تر مي كند، و امتمان را با رهبر خود پبوندي مجدد مي زند، گرامي باد اين هفته كه بازوها را با هم گره زده، توان ها را درجهت واحد و بر ضد دشمن متجاوز به كار مي گيرد.
هفته ي وحدت زداينده ي كينه ها، كدورت ها، خودخواهي ها، گروه گرائي ها، تعصب ها، مليت پرستي ها، فرقه بازي ها و تفرقه جوئي هاست.

هفته ي درس آموزي از كلاس معلم بشريت، حضرت ختمي مرتبت (ص) است كه به بركت ميلادش چهره ي جهان دگرگون شد، شرك ها به توحيد مبدل گشت، عبادت خدا جاي اطاعت از طاغوت ها را گرفت، نفاق ها به يكرنگي گرائيد و خصومت ها و دشمني هاي چندين ساله، به "اخوت اسلامي" تبديل شد، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، يار هم گشتند و سفيد و سياه برابر گرديدند.
__________________

شنبه شانزدهم بهمن 1389
ده خطای شناختی از نظر آلبرت الیس ...  

خطای شخصی سازی و سرزنش


... در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی مادری  از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت این نشان می دهد که من مادر بدی هستم و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و نا شایسته بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست. سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود

ده خطای شناختی از نظر آلبرت الیس

امروزه بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح ، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمگین است. شاید بسیاری از گرفتاری های مردم ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطا ها باشد.ا

به نظر می رسد افسردگی ، بی قراری ، رقابت های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند.آلبرت الیس روان شناس معروف این خطاها را شناسایی و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است.ا
انسانهایی که تفکر غیر منطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افکارشان هویدا است، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند. شاید عدم اطلاع، باعث آلودگی این افکار با خطاهای شناختی می شوند. در این نوشتار سعی بر آن است که خطاهای شناختی به صورت ساده و در قالب مثال های روشن و واضح بیان شوند. امید است بسیاری از نگرانی ها، حالات و افکار نامطلوب که در پشت این خطاهای شناختی وجود دارند، با اطلاع رسانی از بین بروند.ا

خطای اول: تفکر همه یا هیچ
در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک رفتار، فکر، موفقیت ، ، پدیده یا موضوع را کلا سفید یا سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست. عدم قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار ، یک فعالیت و یا یک امتیاز ، آنها را از مزایای آن امر محروم می کند. به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند. این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.ا

خطای دوم:تعمیم مبالغه آمیز

افرادی که این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این خطای شناختی است ، هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کند و آن را با کلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کند. فروشنده دوره گرد افسرده ای که فروش خوبی نداشته و در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت: چه بد شانس هستم، پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد به دلیل مبالغه در بخشی از افکار ، نمی توانند جوانب مثبت زندگی را ببینند. شاید در مثال ذکر شده بتوان این طور بیان کرد که این فروشنده دوره گرد ازخیلی مواهب که دارد غافل است و این که او ماشینی دارد که خیلی از فروشندگان دیگر ندارند

خطای سوم: فیلتر ذهنی

افرادی که دارای این نوع افکار هستند تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت را تار می بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنند و بقیه را فراموش می کنند.عدم توانایی در دیدن بخش های مهمتر این حوادث ، عاملی است که ذهن ما را درگیر می کند. شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند. به مثالی توجه کنید: به خاطر طرز برخورد شایسته خود با همکاران اداره، از طرف رئیس اداره تشویق می شوید، اما در این میان و در حین دریافت جایزه یکی از همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد به شما می گوید. روزهای طولانی در حالی که همه گفته های مثبت و مراسم با ارزش تشویق را فراموش می کنید، تحت تاثیر این انتقاد بسیار جزئی یک همکار، رنج می برید.ا

خطای چهارم: بی توجهی به امر مثبت

افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و با ارزشی به جنبه ها ی مثبت زندگی خود ندارند و همیشه نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می دهند. با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانند، معتقدند که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد. به طور مثال نگهبان ساختمان تجاری با تیز هوشی موفق به شناسایی یکی از سه سارقی شده بود که در هفته قبل از یکی از مغازه های این ساختمان دزدی کرده بودند. مسئول ساختمان ضمن قدردانی از نگهبان که بعد از چند روز موفق به کشف این گره شده بود از نگهبان خواست که یکی از روزهای هفته زمانی را مشخص کند که در جلسه ای با حضور افراد و مالکین ساختمان از زحمات وی قدردانی شود. نگهبان امروز و فردا کرده و یکسره میگفت کار مهمی نکرده ام و از تعیین وقت سرباز می زد.ا

خطای پنجم :نتیجه گیری شتابزده

بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید. ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه میگیرید که کسی در مورد شما منفی فکر می کند. پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هر گونه بررسی می گوییدا« آبرویم خواهد رفت، از عهده انجام این کار برنخواهم آمد».ا و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید ا«هرگز بهبود نخواهم یافت».ا

خطای ششم: درشت نمایی

از یک سو در باره اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کند و از سوی دیگر ، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کند. به دلیل اعتماد به نفس پایین، این افراد چون خود را نسبت به دیگران دست کم می گیرند، در صورت انجام کاری خطا ، این اشتباه خود را خیلی پررنگ تر از حد و حدود واقعی آن اشتباه می بیند. به طور مثال شخصی دوست قدیمی خود را می بیند و به او سلام می گوید، دوست قدیمی مانند همیشه سلام او را به گرمی جواب نمی دهد. او از این مسئله ناراحت می شود و این واقعه را برای خود فاجعه تلقی می کند. این درحالی است که شاید دلایل مختلفی برای سرد برخورد کردن وجود داشته باشد. از طرفی این قدر هم مهم نباشد ولی ساعتها این مسئله ذهن فرد را درگیر خود می کند.ا

خطای هفتم: استدلال احساسی

افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده واقعیت ها هستند. این نوع استدلال احساسی ما را از بسیاری واقعیت ها دور نگه می دارد . به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است».« یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا چون احساس حقارت می کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم. یا احساس نومیدی می کنم، پس حتما باید نومید باشم. ا

خطای هشتم: باید ها


انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید .همیشه این انتظار محقق نمی شود و یا با درصد کمتری محقق می شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیانو با خود گفت:«نباید اینهمه اشتباه می کردم». آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «باید» را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه را ایجاد می نمایند. آن دسته از عبارت های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می شوند،به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند. اما همین باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد نباید این قدر سمج باشد.خیلی ها می خواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود انگیزه بدهند. نباید آن شیرینی را بخورم. این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا«باید» ها تولید تمردد می کنند و اشخاص تشویق میشوند که درست برعکس آن را انجام دهند.ا

خطای نهم: برچسب زدن

برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم». به خود برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما بازنده و احمق به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سرشخصیت یا جوهر و ذات او است. در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.ا

خطای دهم : شخصی سازی و سرزنش


در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت این نشان می دهد که من مادر بدی هستم و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و نا شایسته بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست. سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود.

 

www.zibaweb.com

 

.